

در سال 1344 در روستای طالخونچه در خانوادهای متدین و زحمتکش دومین فرزند خانواده پا به عرصه حیات گذاشت. پدر و مادرش نام مبارک او را ابراهیم گذاشتند. ابراهیم از همان ابتدا دوران کودکی موردتوجه و علاقه خانواده خود بود و فردی بسیار مهربان بود. او احترام خاص برای پدر و مادر و احترام خود قائل بود.
ابراهیم تحصیلات خود را تا مقطع ابتدایی در دبستان شهید مطهری طالخونچه گذراند؛ ولی به دلیل علاقه به کمک به پدرش و برطرف نمودن مقداری از مشکلات مالی خود تحصیل را رها نمود و به پدر خود کمک کرد.
ابراهیم در ادامه کارهایی که میکرد علاقهمندی خود را به امورات فنی نشان داد و در حرفه درب و پنجرهسازی مشغول گردید و بهعنوان یک استادکار معروف شد.
از خصوصیات ابراهیم حیا و سربهزیر بودن او میباشد بهطوری که در هنگام مراجعه به منزل برای انجام کارها نسبت به مسائل محرم و نامحرم بسیار رعایت مینمود. ابراهیم با رسیدن به سن مقدس سربازی لحظهای درنگ ننمود و سریعاً خود را به مراکز مربوطه و پس از انجام آموزشهای مربوطه به جبهه جنوب اعزام گردید.
ابراهیم در گروه مهندسی 42 قدر آموزشهای تخصصی مربوطه را با موفقیت پشت سر گذاشت و بهعنوان راننده ماشینهای راهسازی مدارک لازم را با موفقیت اخذ نمود. همزمان با عملیات غرورآفرین رزمندگان اسلام در شرق بصره در منطقه شلمچه این دلاورمرد شجاع و سنگرساز بیسنگر همپای رزمندگان گردانهای پیاده به ایجاد خاکریزهای دفاعی مینمود و همسان رزمندگان به سمت دشمن پیشروی مینمود.
گردانهای نظامی نقشگردانهای مهندسی در عملیات کربلای 5 را یک نقش مهم و کارساز میدانند، بهطوری که اگر همت و شجاعت این سنگرسازان بیسنگر نبود پیشروی رزمندگان و تصرف اهداف غیرممکن بود.
سرانجام این سرباز شجاع جبهه اسلام در هنگام ساختن سنگر و تقویت خطوط پدافندی رزمندگان مورد بمباران هوائی دشمن قرار گرفت و با اصابت ترکش به جمجمه مبارکش به لقاء یار رسید و شربت شیرین را نوشید.
پیکر مطهر این شهید گرانقدر همسان با دیگر شهیدان طالخونچه بر روی دوش مردم قهرمان و ولایتمدار طالخونچه تشییع و در گلستان شهدای طالخونچه به خاک سپرده شد.