

ایشان در سال ۱۳۴۷ در اصفهان دیده به جهان گشود. وی دوران تحصیل درخشان و موفقی داشت و همیشه مورد تشویق و تحسین معلمان و اطرافیان بوده و اولیای مدرسه هیچگاه موافق جبهه رفتن احمد نبودند.
علاقه وافری به حضور در مسجد و پایگاههای بسیج داشت و بیشتر هم با پایگاه مسجد بهشت در آپادانا فعالیت داشت. پس از کسب مهارتهای زیاد که طی بارها حضور در جبهه به دست آورده بود یکبار گفت پدر جان، آقای حسین خرازی دوست دارد که من هم دست او بشوم و چهبسا در آینده بتوانم یکی از فرماندهان جبهه بشوم؛ ولی دلم میخواهد که در سطوح پایین و بسیجی ساده باشم.
یکی دو بار مجروح سطحی شده بود و به ما هم بروز نمیداد آخرین بار که میرفت مثلاینکه به من الهام شده بود که چهبسا دیگر او را نمیبینم و دلم برایش جوش میخورد و بسیار دوستداشتنی شده بود و به اطرافیان و همسرم گفتم این بار او را دلم میخواهد به کرار ببوسم و مادرش هم گفت من همین احساس را دارم. خلاصه آخرین بار به ما آگاه شده بود که شاید شهید بشود.
یک زمانی که این منزل دوطبقه را میساختم ایشان روی پشتبام با قرقره سطلهای پر از خاک را بالا میکشید به او تذکر دادم که زیاد به لب بام نزدیک نشوی که بیفتی پایین و هر بار توجه داشتم که نیفتد. یکبار دیدم با سطل خالی پایین میآید بغل خود را بازکرده و او را در بغل گرفتم که مبادا به او آسیبی برسد که اگر حواسم نبود ممکن بود ضربهمغزی شود.
در ضمن چهل روز بدن پاکش در میدان نبرد ماند و تا اینکه رزمندگان پیشروی کردند و توانستند پیکر او را به عقب بیاورند.
بسمالله الرحمن الرحیم “
ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص .
خدا آن مومنان را که در صف جهاد با کافران مانند سد آهنین همدست و پایدارند بسیار دوست میدارد .
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان عالیقدر و آیتالله منتظری و بر تمامی خدمت گذاران به اسلام و جمهوری اسلامی و به رهروان طریق هدایت و بر تمامی شهیدان و شهیدپروران و مجروحین و معلولین جنگی و اسرای جنگ تحمیلی .
اینجانب احمد غفاری به امر و وظیفه شرعی و الهی خود خواستم که تا حدودی دین خود را به اسلام و قرآن و خون شهیدان ادا نمایم امیدوارم که انشا ء الله خداوند متعال به همه ما توفیق انجاموظیفه و خدمت خالصانه و صادقانه در راهش را عطا بفرماید و ما را جز اولیا ء خودش و از خالصان درگاهش و از یاران صدیقش قرار دهد .
خدایا ما را آنچنان ایمان و صبر عطا بفرما تاآخریننفس در سنگر مبارزه و جهاد در راهت همچنان استوار و ثابتقدم بمانیم و در سنگر مبارزه با ابرقدرتها و ابر جنایتکارانه شرق و غرب بپا خیزیم و به آنان چنان درسی بدهیم که دیگر فکر خیانتکردن و حمله به کشور اسلام و میهن عزیزمان را در سر نپرورانند و ما انشاءالله همیشه گوشبهفرمان امام عزیز و بزرگوارمان خواهیم بود و از فرمایشات ایشان نخواهیم کرد و با دشمنان دین و اسلام که بخواهند لطمهای به این انقلاب بزنند هرگز مدارا نخواهیم کرد و با آنان به مبارزه خواهیم پرداخت و نخواهیم گذاشت که خون هزاران شهید به خون غلطید و در راه اسلام پایمال شود و بیثمر ماند .
و ما هرگز یکقدم عقب نخواهیم نشست و تا خون در رگهایمان جریان دارد به مبارزه خود ادامه خواهیم داد و در خط رهبر خواهیم بود و اوامر ایشان را اطاعت خواهیم نمود .
خداوندا ای معبود من ایکاش هزار جان میداشتم و هزار بار میمردم و باز زنده میشدم و در راهت کشته میشدم؛ ولی حاضر نیستم که در بستر بمیرم و مرگ در بستر را برای خود ننگ میدانم ای جوانان مبادا در بستر بمیرید که حضرت علی (ع) در محراب عبادت به شهادت و شجاعت و پایداری و صبر را به ما آموخت پس ای جوانان سعی نمایید شما نیز راه آنها را در پیش بگیرید و از خدا بخواهید که توفیق شهادت را نصیبمان نماید و نیز از خدا بخواهید که شما را در بستر خود نمیراند و مرگتان را شهادت در راه خودش قرار دهد .
و اما سخنی چند با امت شهیدپرور و دوستان گرامیم یکلحظه از یاد خدا غافل نشوید، به امام و رزمندگان اسلام دعا نمایید، در نمازهای جمعه و جماعات شرکت نمایید، سعی کنید حتیالامکان در مجالس عزاداری و مراسم دعای کمیل و ندبه شرکت کنید و به خانوادههای شهدا احترام بگذارید و آنها را دلداری نمایید و به شایعات منافقین گوش فراندهید و فقط گوشبهفرمان امام و روحانیت در خط امام باشید و من از تمام دوستان و آشنایان که به نحوی با آنان تماس داشتم طلب حلالیت مینمایم .
و اما سخنی با پدر و مادر گرامیم دارم و آن این است که من میدانم که فرزند خوبی برای شما نبودم و از سخنان شما سرپیچی نمودم امیدوارم که مرا ببخشید و مرا حلال نمایید .
اما سخنی با برادرانم امیدوارم که بعد از من سلاح مرا در دست بگیرید و جای من را پر نمایید و خون در رگهایتان هست بجنگید و من در پایان از تمامی دوستان و آشنایانم و فامیل بالاخص پدر و مادر خود طلب حلالیت مینمایم.
در ضمن از شما میخواهم که برایم ۴۰ روز روزه بگیرید و احتیاطاً یک سال نماز بخوانید .
” والسلام “