زندگی نامه شهید
خاطرات
وقتی که برای مرخصی می آمد نام از دوستانش می آورد و می برد و خانه هایشان و می داد یک بار یکی از دوستان شهید شده بود. کیفش را در آورده بود و برد داد در خانه شان، وقتی که برای مرخصی می آمد به همه فامیل سر میزد و به آنها تلفن میکرد. برای تشییع جنازه شهید می رفت. وقتی که ۳۳۰ شهید را آوردند. رفت گلستان شهدا و برای خاکسپاری پیکر پاک شهیدان کمک می کرد. (به روایت مادر)
وصیت نامه شهید