

شهید هوشنگ ماندیان همراه با طلوع روز نهم اردیبهشتماه سال ۱۳۴۳ دیده به جهان هستی گشود و سالهای ابتدایی و راهنمایی تحصیلی را در زادگاهش طالخونچه تا سال سوم راهنمایی به پایان برد و پس از درسخواندن به کمک پدرش شتافت و در کار کشاورزی در مزرعه همراه پدرش بود و در همه حال به پدرش کمک مینمود.
از خصوصیات بارز اخلاقی ایشان این بود که وی پسری متین و آرام بود و بسیار کمحرف و باحیا بود هرگز سخن زشتی و یا کلام لغوی از او شنیده نشد، روحیهای آرام داشت و باسخاوت و شجاع بود، رفتارش با دیگران و والدین آنقدر خوب بود که سرمشق دیگران قرار میگرفت و بیهیچ آلودگی و انحراف قد کشید و شخصیت جوانیاش شکل گرفت و هرگز پشت سر کسی حرف نمیزد، همیشه سربهزیر بود و در خاطر نداریم که صدایش بلند شنیده شود و بهآرامی سخن میگفت هرگاه پدر و مادر با دلخوری با او صحبت میکردند با خنده جواب میداد، به مال دنیا هیچ دلبستگی نداشت و از مالومنال دنیا هیچچیزی نداشت، ساده میزیست و ساده میپوشید. با مردم مهربان بود و هیچکس از او اذیتی ندیده بود.
سرباز وظیفه هوشنگ ماندیان در تاریخ ۱۵/۲/۶۵ به جبهه اعزام گردید و از پادگان مالکاشتر ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران از گروهان ۲ به درجه سردوشی نائل شد در تاریخ ۱۹/۲/۶۵ به هنگ اهواز انتقال پیدا کرد و از هنگ اهواز به هنگ سوسنگرد اعزام گردید و در تاریخ ۲۰/۲/۶۵ مسلح گردید و به خط مقدم جبهه جنوب اعزام گردید و در منطقه عملیاتی فکه انتقال پیدا کرد و با بعثیان مزدور به مبارزه پرداخت و در تاریخ ۲۵/۲/۶۵ در چم هندی براثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل شد و پس از مدتی پیکر پاکش در طالخونچه انتقال یافت.
«دریغا قامت جوانش که از ستم جباران کافر در هم شکست و خوشا استواری اعتقادش که سنگرهای کفر را از هم پراکند»
ایشان هر موقع شهیدی از طالخونچه یا اصفهان میآوردند در تشییع پیکرهایشان شرکت میکرد و همیشه به اماکن زیارتی و مطهر علاقه نشان میداد و به زیارت ائمه اطهار (ع) میرفتند و در آخرین عکسی که همراه با نامه داده بودند پشت عکسنوشته بودند: رفتم به غربت که دلم به تنگ آمده مادرم عکسم تو نگهدار که امروزوفردا اثرم نیست.
و بالاخره پیکر پاک این شهید گرانقدر در اردیبهشتماه سال ۶۵ همزمان با ۱۳ ماه رمضان در طالخونچه تشییع و به خاک سپرده شد و شب هفت این شهید ۱۹ رمضان با شب ضربت خوردم حضرت امام علی (ع) مصادف گردید
شهید هوشنگ ماندیان همراه با طلوع روز نهم اردیبهشتماه سال ۱۳۴۳ دیده به جهان هستی گشود و سالهای ابتدایی و راهنمایی تحصیلی را در زادگاهش طالخونچه تا سال سوم راهنمایی به پایان برد و پس از درسخواندن به کمک پدرش شتافت و در کار کشاورزی در مزرعه همراه پدرش بود و در همه حال به پدرش کمک مینمود.
از خصوصیات بارز اخلاقی ایشان این بود که وی پسری متین و آرام بود و بسیار کمحرف و باحیا بود هرگز سخن زشتی و یا کلام لغوی از او شنیده نشد، روحیهای آرام داشت و باسخاوت و شجاع بود، رفتارش با دیگران و والدین آنقدر خوب بود که سرمشق دیگران قرار میگرفت و بیهیچ آلودگی و انحراف قد کشید و شخصیت جوانیاش شکل گرفت و هرگز پشت سر کسی حرف نمیزد، همیشه سربهزیر بود و در خاطر نداریم که صدایش بلند شنیده شود و بهآرامی سخن میگفت هرگاه پدر و مادر با دلخوری با او صحبت میکردند با خنده جواب میداد، به مال دنیا هیچ دلبستگی نداشت و از مالومنال دنیا هیچچیزی نداشت، ساده میزیست و ساده میپوشید. با مردم مهربان بود و هیچکس از او اذیتی ندیده بود.
سرباز وظیفه هوشنگ ماندیان در تاریخ ۱۵/۲/۶۵ به جبهه اعزام گردید و از پادگان مالکاشتر ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران از گروهان ۲ به درجه سردوشی نائل شد در تاریخ ۱۹/۲/۶۵ به هنگ اهواز انتقال پیدا کرد و از هنگ اهواز به هنگ سوسنگرد اعزام گردید و در تاریخ ۲۰/۲/۶۵ مسلح گردید و به خط مقدم جبهه جنوب اعزام گردید و در منطقه عملیاتی فکه انتقال پیدا کرد و با بعثیان مزدور به مبارزه پرداخت و در تاریخ ۲۵/۲/۶۵ در چم هندی براثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل شد و پس از مدتی پیکر پاکش در طالخونچه انتقال یافت.
«دریغا قامت جوانش که از ستم جباران کافر در هم شکست و خوشا استواری اعتقادش که سنگرهای کفر را از هم پراکند»
ایشان هر موقع شهیدی از طالخونچه یا اصفهان میآوردند در تشییع پیکرهایشان شرکت میکرد و همیشه به اماکن زیارتی و مطهر علاقه نشان میداد و به زیارت ائمه اطهار (ع) میرفتند و در آخرین عکسی که همراه با نامه داده بودند پشت عکسنوشته بودند: رفتم به غربت که دلم به تنگ آمده مادرم عکسم تو نگهدار که امروزوفردا اثرم نیست.
و بالاخره پیکر پاک این شهید گرانقدر در اردیبهشتماه سال ۶۵ همزمان با ۱۳ ماه رمضان در طالخونچه تشییع و به خاک سپرده شد و شب هفت این شهید ۱۹ رمضان با شب ضربت خوردم حضرت امام علی (ع) مصادف گردید